جامعه سایبری فعالیت اطلاعات اینترنت نامزدهای انتخاباتی

جامعه: سایبری فعالیت اطلاعات اینترنت نامزدهای انتخاباتی اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث تجاوزنکردم،صیغه کردم ، 41سال زندان جهت جوانی که 6 زن را آزار داد و طلاهایشان را دزدید/ مجرم در دادگاه

زمستان ‌سال ٩٤ بود که دختر جوانی به اداره پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران رفت و از ماجرای گرفتار شدن در دام فریبکاری یک طلافروش قلابی پرده برداشت.

41سال زندان جهت جوانی که 6 زن را آزار داد و طلاهایشان را دزدید/ مجرم در دادگاه:تجاوزنکردم،صیغه کردم

عبارات مهم : مدرسه

زمستان سال ٩٤ بود که دختر جوانی به اداره پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران رفت و از ماجرای گرفتار شدن در دام فریبکاری یک طلافروش قلابی پرده برداشت.

روزنامه شهروند نوشت: دختر جوان ادعا کرد: «چندی قبل با پسر جوانی که سوار بر ماشین پراید بود آشنا شدم. درحالی که امیر خود را طلافروش معرفی کرد به چرب زبانی هایش اعتماد کردم و طلاهایم را در اختیارش قرار دادم تا آنها را با طلاهای تازه و نو تعویض کند ولی امیر بعد از گرفتن طلاها ناپدید شد.»

بدین ترتیب تیمی از ماموران جهت تحقیقات خاص و دستگیری عامل این دزدی فریبکارانه وارد عمل شدند و در همان پلان نخست تحقیقات، کارآگاهان با پرونده های مشابه دیگری روبه رو شدند. تیم پلیسی در این شاخه از تجسس ها پی بردند ٥ زن دیگر در دام فریبکارانه امیر گرفتار شده است اند و این درحالی است که ٣ طعمه سارق طلاها تسلیم اقدام سیاه و تجاوز امیر شده است اند.

تجاوزنکردم،صیغه کردم ، 41سال زندان جهت جوانی که 6 زن را آزار داد و طلاهایشان را دزدید/ مجرم در دادگاه

با حساس شدن این پرونده، ماموران به کمک ٦ زن جوان موفق شدند تصویر صورت نگاری دزد فریبکار را به دست آورند و در گام بعدی کارآگاهان با تصویر صورت نگاری شده است به سراغ آلبوم مجرمان سابقه دار رفتند و خیلی سریع امیر ٣٢ ساله از تبهکاران حرفه ای شناسایی شد.

همین سرنخ کافی بود تا عملیات ردیابی امیر در دستور کار ماموران قرار گیرد و خیلی سریع این تبهکار فریبکار دستگیر شد. امیر بعد از دستگیری پیش روی ٦ زن جوان قرار داده شد و درحالی که از سوی آنها شناسایی شد، ادعای بی گناهی کرد.

زمستان ‌سال ٩٤ بود که دختر جوانی به اداره پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران رفت و از ماجرای گرفتار شدن در دام فریبکاری یک طلافروش قلابی پرده برداشت.

دادگاه مرد فریبکار

صبح دیروز درحالی که قرار بود ٦ زن جوان جهت تحقیقات نهایی و صدور حکم متهم پرونده در شعبه ٨ دادگاه کیفری یک استان پایتخت کشور عزیزمان ایران حاضر شوند تنها ٣ طعمه امیر با اشخاص پریشان و آشفته پای در دادگاه گذاشتند. همه در انتظار حضور متهم در دادگاه بودند و ٣ زن جوان با وجود این که مرد فریبکار در بازداشت پلیس است هنوز از دیدن امیر استرس داشتند و بی قراری می کردند.

جلسه پیگیری آماده بود و امیر درحالی که پابند و دستبند داشت همراه مامور بدرقه وارد شعبه هشتم دادگاه شد و صدای زنجیرهای پابند هر لحظه نزدیک تر می شد تا این که ٣ زن یکی بعد از دیگری به سمت در ورودی دادگاه نگاه کردند و دیدن امیر جهت آنها روزهای تلخ و شکست را زنده کرد.

تجاوزنکردم،صیغه کردم ، 41سال زندان جهت جوانی که 6 زن را آزار داد و طلاهایشان را دزدید/ مجرم در دادگاه

دو زن بی قراری می کردند و اشک می ریختند که ابتدا قاضی دادگاه خواستار آرامش آنها شد و در ادامه زن جوان که تنها طلاهایش به دزدی رفته بود جهت بازگو کردن روز دزدی پشت تریبون قرار گرفت.

زن جوان با صدای لرزان گفت: «روز اتفاق همراه دخترم در کنار خیابان منتظر تاکسی بودم و می خواستم دخترم را به کلاس زبان برسانم که در این لحظه این متهم با پراید سبزرنگی جلوی پایم توقف کرد و چون احتمال می دادم مسافرکش است سوار بر خودرویش شدم و ما را به کلاس زبان دخترم رساند.

زمستان ‌سال ٩٤ بود که دختر جوانی به اداره پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران رفت و از ماجرای گرفتار شدن در دام فریبکاری یک طلافروش قلابی پرده برداشت.

هنگامی که دخترم را به کلاس زبان رساندم، می خواستم به منزل بازگردم که امیر پیشنهاد داد خودش مرا تا جلوی در منزل می رساند و در میان راه بودیم که ناگهان امیر شروع به لرزیدن کرد و حالش بد شد. ترسیده بودم که امیر از من خواست از سوپرمارکت آب بخرم. به سرعت خودم را به مغازه رساندم و هنگامی که شیشه آب را خریدم متوجه شدم که کیف پولم در کیف دستی ام داخل ماشین است و به سمت ماشین حرکت کردم که دیدم هیچ اثری از پراید سبزرنگ و راننده جوان نیست. داخل کیف دستی ام ١٠٠ هزار تومان پول، ٢ ربع سکه طلا و یک نیم سکه طلا بود که به دزدی رفته بود.»

دومین طعمه امیر دختر جوانی بود که در مسیر مدرسه گرفتار نقشه شوم این تبهکار حرفه ای شد.

این دختر به متهم اشاره کرد و گفت: «این مرد همه زندگی و رویاهایم را خراب کرد و شرمنده خانواده ام شدم. نخستین بار زمانی بود که قصد رفتن به مدرسه شبانه روزی بزرگسالان را داشتم که این مرد با پراید سفید جلوی راهم توقف کرد و مرا به مدرسه رساند و در میان راه شروع به چرب زبانی و ادعا کرد که قصد ازدواج دارد و از من خواستگاری کرد. ابتدا به حرف هایش بی توجه بودم تا این که به جلوی مدرسه رسیدیم و امیرگفت که منتظرم می ماند تا کلاس هایم تمام شود. بعد از کلاس هنگامی که از مدرسه بیرون آمدم، دیدم امیر منتظرم است و من که خام حرف هایش شده است بودم سوار بر خودرویش شدم و با هم به سمت منزل مان رفتیم.

تجاوزنکردم،صیغه کردم ، 41سال زندان جهت جوانی که 6 زن را آزار داد و طلاهایشان را دزدید/ مجرم در دادگاه

در مسیر امیر ادعا کرد که مغازه طلافروشی دارد و جهت فردای آن روز قرار ملاقات گذاشتیم. قرار شد آن روز همه طلاهایم را جهت امیر بیاورم که آنها را تعویض کند و طلاهای نو در اختیارم قرار دهد که روز قرار با طلاها در محل ملاقات حاضر شدم. امیر که جوان چرب زبانی هست، ابتدا مرا به امامزاده صالح برد و دست روی قرآن گذاشت و ادعا کرد که نمی خواهد مرا فریب دهد و قصدش ازدواج با من هست، سپس تصمیم به خرید مانتو جهت من گرفت و لحظه هایی که به اتاق پرو می رفتم از من می خواست کیفم را که طلاها داخل آن بود در اختیارش قرار دهم ولی با وجود اعتمادی که به او داشتم این خواسته اش را قبول نمی کردم.»

دختر جوان ادامه داد: «تا نیمه های شب با هم در خیابان ها بودیم که در خیابان خلوتی این جوان مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و سپس جلوی در منزل مرا پیاده کرد و شب شروع به زنگ زدن کرد و گفت که اشتباه کرده است و قرار شد فردا جهت تعویض طلاها به سراغم بیاید. روز سوم بود که طلاها را در اختیار امیر قرار دادم که ناگهان امیر حالش بد شد و از من خواست تا برایش از مغازه آبمیوه بخرم که بعد از پیاده شدنم او ناپدید شد.»

در ادامه جلسه، طعمه سوم این مرد که به خاطر این پرونده یک شب آرام ندارد و پریشان است به قاضی دادگاه گفت: «با امیر در خیابان آشنا شدم و شماره اش را در اختیارم قرار داد و می گفت که قصد ازدواج دارد که به او زنگ زدم و متوجه شدم که وی مغازه طلافروشی دارد و با هم قرار ملاقات گذاشتیم.»

این زن با صدایی لرزان و صورتی گریان ادامه داد: «وقتی سر قرار حاضر شدم طلاهای زیادی همراهم بود که بعد از لحظاتی امیر در کنار خیابان توقف کرد و به مغازه ای رفت و آبمیوه خرید که بعد از خوردن آبمیوه دیگر هیچ چیز به یاد ندارم و ساعت ٤ صبح هنگامی که در خیابان به هوش آمدم متوجه آزار و اذیت و دزدیده شدن طلاهایم شدم.»

سپس امیر پشت تریبون دفاع حاضر شد و تمام اتهاماتش را انکار کرد و گفت: «من دزدی نکردم و هیچ تجاوزی نیز در کار نبوده و تنها با یکی از زنان در امامزاده صالح صیغه محرمیت خواندیم و ادعای این زنان دروغ است.»

در ادامه قاضی دادگاه و دو قاضی مستشار بعد از شنیدن بیانات شاکیان پرونده و متهمان وارد شور شدند و امیر را به ٤١ سال و ٦ ماه زندان و شلاق محکوم کردند.

واژه های کلیدی: مدرسه | پرونده | خیابان | دادگاه | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs