جامعه سایبری فعالیت اطلاعات اینترنت نامزدهای انتخاباتی

جامعه: سایبری فعالیت اطلاعات اینترنت نامزدهای انتخاباتی اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی جاي روحاني بودم، فضا را شفاف‌ مي‌كردم / تاجزاده

«انتظار من از آقاي روحاني در آن مناظره بيشتر بود. البته محدوديت‌ها و معذوريت‌ها و ملاحظات وي را درك مي‌كنم ولی در برابر رقيب بايد صراحت بيشتري به خرج داد. بايد

جاي روحاني بودم، فضا را شفاف‌ مي‌كردم / تاجزاده

تاجزاده: جاي روحاني بودم، فضا را براق مي كردم

عبارات مهم : برنامه

«انتظار من از آقاي روحاني در آن مناظره بيشتر بود. البته محدوديت ها و معذوريت ها و ملاحظات وي را درك مي كنم ولی در برابر رقيب بايد صراحت بيشتري به خرج داد. بايد معلوم شود در اين كشور كه اگر تحليل قاليباف درست است و ما بعد از چهل سال از انقلاب به تقسيم بندي ٩٦ درصد محرومين و ٤ درصد زالو صفتي رسيده ايم كه مشغول مكيدن آنها هستند، ولی حتي اگر بپذيريم، بايد معلوم شود كه هر كسي جايگاهش در اين تقسيم بندي كجاست.»

مصطفي تاجزاده، فعال سياسي اصلاح طلب كه اين روزها در عرصه انتخابات فعال است و به تحليل فضاي سياسي مي پردازد،در گفت وگو با «اعتماد» به بررسي آخرين وضعيت كانديداها و نتايج نخستين مناظره كانديداهاي دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرداخت. تاجزاده اعتقاد است روحاني در اين مناظره معذوريت ها و ملاحظات قابل دركي داشت ولی انتظار مي رود جدي تر و بهتر عمل كند.

جاي روحاني بودم، فضا را شفاف‌ مي‌كردم / تاجزاده

او همچنين با رد رويكرد تخريبي قاليباف گفت: همان طور كه امروز هيچ كس احمدي نژاد را برنده مناظره ١٣ خرداد ٨٨ نمي داند قاليباف نيز برنده مناظره اول نبود. او راجع به جهانگيري نيز مي گويد، پديده مناظره اول بود؛ هر چند هنوز با كانديدايي كه بي پروا مطالبات اصلاح طلبان را بيان كند، فاصله دارد. تاجزاده همچنين پيشنهادهايي به روحاني دارد كه اميدوار است او با عمل به آنها بتواند مردم را نسبت به آن چه تحويل گرفته و آن چه بعد از ٤ سال انجام داده، بهتر و بيشتر آگاه كند:

ارزيابي تان از روند نخستين مناظره انتخاباتي رياست جمهوري چيست؟

مناظره هاي انتخاباتي هم در سطح دنیا و به ويژه در ايران جذابيت بسيار زيادي دارد. علت آن هم غير از علت عامي كه در هر جاي دنیا – براي مثال آمريكا و فرانسه كه نزديك ترين انتخابات را به ما داشتند – دارد اين است كه در طول سال چون از اين نوع مناظرات جدي در سطح اوج در صداوسيما خبري نيست. بنابراين به صورت مضاعف اهميت پيدا مي كند.

«انتظار من از آقاي روحاني در آن مناظره بيشتر بود. البته محدوديت‌ها و معذوريت‌ها و ملاحظات وي را درك مي‌كنم ولی در برابر رقيب بايد صراحت بيشتري به خرج داد. بايد

دليل ديگرش هم اين است كه جامعه ما به دليل اين كه حزبي نيست و حتي اكثريت قاطع سياستمدارانش در سطح اوج حزبي نيستند، بنابراين عمده و جدي ترين حرف ها را در ايام انتخابات مي زنند. هم به اين دليل كه از مردم راي مي خواهند و بنابراين بايد بگويند كه به چه چيزهايي باور دارند تا بتوانند آراي آنها را كسب كنند و هم به نوعي جبران مافات كنند كه در طول سال از اين سخنان و مباحث خبري نيست.

مناظره روز جمعه از اين جهت بازتاب زيادي داشت. مناظره روز جمعه همچنين نشان داد كه اگر صداو سيما برنامه هاي جدي داشته باشد، تمام ماهواره ها و شبكه هاي فارسي زبان و غيرفارسي زبان در دنيا تحت الشعاع برنامه هاي صداوسيماي جمهوري اسلامي قرار خواهند گرفت و حتي به بحث و اظهار نظر راجع به آن برنامه مي پردازد.

روش برگزاري مناظره كاملا غلط هست. ما در دنيا شاهد آن هستيم كه مناظره هاي انتخاباتي در بين نامزدها برپا مي شود و هم ضوابط اخلاقي و سياسي بر آنها اعمال مي شود. در ايران متاسفانه پرسش ها عمدتا جناحي هست. به اين معنا كه با از بین بردن بخش هايي كه به هر دليلي مقامات صداو سيما آن را نمي پسندند، عملا سوالاتي جهت دار گزینش مي شود؛ كمااين كه ما در يك برنامه اجتماعي هيچ سوالي راجع به زنان كه ٥٠ درصد جامعه ما هستند را شاهد نيستيم. از سويي مجري فقط كسي است كه وقت را تعيين مي كند و بود و نبودش عملا تفاوتي را ايجاد نمي كند.

جاي روحاني بودم، فضا را شفاف‌ مي‌كردم / تاجزاده

حال آن كه اگر در برخي كشورها اگر نامزدي مطلب كذبي را از ديد نامزد ديگر مطرح كند، همانجا نامزد ديگر مي تواند از مجري بخواهد سندي كه مطرح شده است را ارزيابي كند و راست و دروغ آن را به اطلاع مخاطبين برساند. مجري مي تواند با ارتباطي كه با تيمي حاذق كه در پشت صحنه است و البته بي طرف هستند و همه پذيرفته اند كه بي طرفانه عمل مي كند و اين حق براي همه نامزد ها به رسميت آشنا شده است است اجازه نمي دهند كه دست كم اسناد دروغين منتشر شود. هر نامزدي اين كار را كند، آبروي خود را مي برد.

البته در تحليل سياسي دست ها باز است كه بگويند سياست هاي شما باعث ايجاد فلان مشكل در جامعه شده است هست. به هر حال به نظر من اصل مناظره ها خوب است و فعلا هم هيچ راهي به جز زنده برگزار كردن آنها نداريم ولی در تنظيم وقت و مجري و نقشي كه دارد و در اوقاتي كه براي نامزدها تعيين مي شود، بايد تجديد نظر اساسي صورت بگيرد.

«انتظار من از آقاي روحاني در آن مناظره بيشتر بود. البته محدوديت‌ها و معذوريت‌ها و ملاحظات وي را درك مي‌كنم ولی در برابر رقيب بايد صراحت بيشتري به خرج داد. بايد

برنده و بازنده اين مناظره به نظر شما كدام نامزد انتخاباتي بود؟

منظور از برنده و بازنده مناظره را بايد به طور دقيق روشن كرد كه آيا نشانه فقط آراي مردم در همين انتخابات و در ٢٠ روز بعد از مناظره است يا اين كه ايرانيان امروز و فردا در مورد مناظره چه فكر مي كنند؟ براي مثال به نظر من مناظره ١٣ خرداد ٨٨ در افزايش آراي آقاي احمدي نژاد نقش تعيين كننده داشت و چه بسا اگر آن مناظره با آن دروغ ها و روش هاي غير اخلاقي برگزار نمي شد، آینده انتخابات چيز ديگري مي شد. چه كسي است كه در امروز ايران احمدي نژاد را پيروز آن مناظره بخواند. تصور مي كنم حتي طرفداران خودش هم شرمنده آن مناظره هستند و روز به روز هم بيشتر خواهند بود.

جاي روحاني بودم، فضا را شفاف‌ مي‌كردم / تاجزاده

بعد از او هر كسي كه روش غلطي را در مناظره اتخاذ كند، همه به ياد احمدي نژاد مي افتند و در سوي برابر هر كسي كه آن واکنش‌ها غلط را افشا كند و به مردم هشدار دهد اكثريت قاطع جامعه نظرش به سوي رقيب او معطوف خواهد شد. شايد امروز بهتر از ٨ سال پيش بتوان گفت كه ادب مرد به ز دولت او هست. امروز راحت تر مي توانيم بگوييم پيامد هاي بلندمدت يك مناظره بسيار ارزشمند تر از آرايي است كه نامزدي بتواند در كوتاه مدت نصيب خود كند. بر اين اساس به نظر من بازنده اصلي مناظره صرف نظر از نتيجه انتخابات، آقاي قاليباف بود.

آيا روحاني توانست در اين مناظره وضعيت شفافي از وضعيت كشور به دست دهد؟

انتظار من از آقاي روحاني در آن مناظره بيشتر بود. البته محدوديت ها و معذوريت ها و ملاحظات وي را درك مي كنم ولی در برابر رقيب بايد صراحت بيشتري به خرج داد. بايد معلوم شود در اين كشور كه اگر تحليل قاليباف درست است و ما بعد از چهل سال از انقلاب به تقسيم بندي ٩٦ درصد محرومين و ٤ درصد زالو صفتي رسيده ايم كه مشغول مكيدن آنها هستند، ولی حتي اگر بپذيريم، بايد معلوم شود كه هر كسي جايگاهش در اين تقسيم بندي كجاست و به خصوص مدعي اين سخن. آيا آقاي قاليباف، نماينده و سخنگوي ٩٦ درصد است يا اگر اين تقسيم بندي درست باشد جايگاه او در آن ٤ درصد است؟

از ميان نامزد انتخاباتي تنها حسن روحاني بود كه سابقه ٤ سال كشورداري داشت؟ بر اساس صحبت هاي كانديداها آيا ديگر نامزد ها به نظر شما آشنایی كافي از وضعيت كشور دارند؟

من با اين پرسش موافق نيستم علتش آن است كه در هر انتخاباتي فرض بر اين است اغلب كساني كه كانديدا مي شوند سابقه در حد رياست جمهوري ندارند. خود آقاي روحاني هم ٤ سال پيش همين وضعيت را داشت بنابراين از اين نكته نمي توان مثبت يا منفي به نفع يا به ضررش استفاده كرد كه او ٤ سال سابقه كشور داري دارد. بلكه از اين منظر مي توان مطرح كرد چون ٤ سال سابقه كشورداري دارد راحت تر و دقيق تر مي توان راجع به مدعياتش قضاوت كرد چون عملكردش پيش چشم ملت است و هر سخني بگويد مردم با توجه به آن عملكرد داوري مي كنند كه چه ميزان حق با گوينده است.

موضع حسن روحاني در برابر انتقادات نسبت به دولت را چطور ارزيابي مي كنيد؟

درباره انتقادات به دولت من اگر جاي آقاي روحاني بودم يك كار مي كردم و آن اين كه ١٠ آمار مادر را به جامعه عرضه مي كردم كه در سال ٩٢ وضعيت چگونه بود و امروز چگونه است و اين خود بهترين كارنامه يك دولت است كه اهل عمل بوده يا شعار. آيا توانسته گام هاي بزرگي به سود ملت بردارد يا فقط حرف زده هست. به ويژه اگر آن چه در سال ٩٢ را تحويل گرفته و با سال ٩٦ مقايسه مي كند، بتواند آن را با سال ٨٨ هم مقايسه كند تا مردم به طور كامل يك بار ديگر به ياد بياورند كه اگر آقاي روحاني نيامده بود و فرض بر استمرار آن سياست ها بود، ما در عرصه هاي متفاوت هم در سطح كلان و هم در سطح خرد، هم در سطح رفاه و معيشت تك تك شهروندان و هم در سطح رشد ملي اقتصادي و تعامل هاي بين المللي از كجا به كجا رسيده بوديم.

دلار در هر يك از اين سه مقطع چگونه بود. طلا و قیمت بيكاري و رشد ملي و ميزان صادرات و واردات و ديگر آمارها را ارايه دهد. تا معلوم شود دولت چه چيزي تحويل گرفته و امروز در چه نقطه اي هستيم كه اگر چه مردم هنوز نارضايتي هاي جدي دارند و به حق است ولی معلوم شود كه عمده اين اعتراضات به كساني برمي گردد كه متهم اصلي هستند و امروز تلاش مي كنند خود را در جايگاه دادستان يا شاكي قرار دهند. اگر جاي آقاي روحاني بودم اين عرصه را براق مي كردم تا هر كس بر اساس جايگاه واقعي خود از مردم راي بگيرد.

آيا رئيسي و قاليباف توانستند برنامه مدوني ارايه دهند؟ درصد شعارهاي عوام فريبانه و بدون اعتبار را در بين نامزدهاي انتخاباتي چقدر مي دانيد آيا پوپوليسم احمدي نژادي دراين انتخابات نيز نماد و نمودي دارد؟

من در اين مدت حتي يك اقتصاددان نديده ام بگويد در ايران آقاي قاليباف يا هر سوپرمن ديگري بتواند سالي ٢٥ درصد رشد به اقتصاد ميهن دهد تا ظرف ٤ سال درآمد هاي ملي دو و نيم برابر شود. شايد به دليل اعتراض يكپارچه همه اقتصاددان ها چه اصلاح طلب، اصولگرا يا مستقل به چنين امري اين باشد كه در كشوري كه در ٤٠ سال گذشته میانگین رشد اقتصادي اش دو تا سه درصد بوده هست، ٢٥ درصد رشد نه تنها حرف عوام فريبانه اي است بلكه سخن بسيار جاهلانه و نشدني اي هست. نشان مي دهد آقاي قاليباف مطلقا بر اساس برنامه و چارچوبي علمي حركت نمي كند. همچنان كه ٤ درصد و ٩٦ درصدش هم از همين نقيصه در زحمت است و هنوز هيچ پژوهشي ارايه نكرده كه اين ٩٦ و ٤ درصد را از كجا آورده است.

اگر انتخابات در سال ٨٥ برگزار مي شد آيا او از اين ٩٥ و ٥ درصد سخن نمي گفت؟ بايد پرسيد اگر در ١٤٠٠ كانديدا شود مي خواهد از ١٠٠ درصد و صفر درصد سخن بگويد؟ به هر حال چه آقاي رييسي و چه قاليباف برنامه اي ارايه نكرده اند و حتي كوتاه آمدند. به خصوص آقاي قاليباف كه فقط آمد و گفت درآمد ملي را افزايش مي دهد و حاضر نشد تكرار كند كه چه شعارهاي پر طمطراق و نشدني داده هست. شايد يكي از دلايلي كه چنين بي سابقه و گستاخانه به دولت و شخص روحاني حمله كرد اين بود كه مدعيات خود را تحت الشعاع قرار دهد كه آيا آقاي روحاني فلان جمله را در ٤ سال پيش گفته يا نه.

اگر جاي آقاي روحاني و جهانگيري بودم، مي گفتم به فرض كه گفته باشم يا نگفته باشم، بفرماييد امروز در پيشگاه ملت شما چگونه مي توانيد كه در آمد ملي ميهن را ظرف ٤ سال دو نيم و برابر كنيد. كاري كه اقتصادهاي در حال رشد دنیا چين و هند نيز از انجام آن قاصر بوده اند. آن هم به وسیله شهرداري كه اكنون كه در حال ترك شهرداري است مانند احمدي نژاد مجموعه اي پر از بدهي را از خود به يادگار گذاشته است.

اسحاق جهانگيري در اين مناظره چطور ظاهر شد؟ آيا او توانست هدفي كه اصلاح طلبان از حضور او در انتخابات داشتند را تامين كند؟

بدون ترديد پديده اين مناظره آقاي جهانگيري بود و خوش درخشيد؛ اگر چه هنوز تا نامزدي كه بتواند بي پرده از آرزوی بزرگ هاي اصلاح طلبان سخن بگويد و ايران براي همه ايرانيان را باز كند و لوازم و نيازهاي آن را با شفافيت توضيح دهد و با موانع دولت پنهان آنها را افشا كند، فاصله قابل توجهي دارد كه اميدوارم در مناظره هاي بعدي جبران كند.

نكته مهم آن است كه در اين جامعه هر كس اصلاح طلبانه تر سخن بگويد از اقبال بيشتر مردم بهره مند خواهد شد. شايد به همين دليل است كه آقايان قاليباف و رييسي حاضرند به دولت حمله كنند ولی به هيچ وجه حاضر نيستند به اصلاحات و اصلاح طلبان بتازند و از اين جهت پايگاه خود را در بين مردم تضعيف كنند.

نظرتان راجع به كانديداي حزبي موتلفه و واکنش‌ها انتخاباتي ميرسليم چيست؟

آقاي ميرسليم اگرچه بدون برنامه بود ولی از نظر اخلاقي متين عمل كرد و نمره قابل قبولي گرفت. اين روش به خصوص براي حزبي كه متهم به بداخلاقي هاي زيادي در جامعه ما است – يعني موتلفه – مي تواند سرمايه خوبي براي آينده اش باشد؛ به ويژه اگر با چنين روشي در آينده خود را تطبيق دهد. در غير اين صورت اگر قرار باشد بعد از مناظره ها تريبون موتلفه در اختيار آقايان حبيبي و ترقي باشد، باز هم به همان وضعيت سابق باز خواهند گشت و اين سرمايه حداكثر براي شخص آقاي ميرسليم به يادگار خواهد ماند و حزب موتلفه نمي تواند از آن بهره وافي ببرد.

در صورت شكست اصولگرايان در انتخابات چه آینده و وضعيتي را براي اردوگاه راست محتمل مي دانيد؟

جناح راست در اين انتخابات ببرد يا ببازد تا وقتي كه تكليف خود را با خودش مشخص نكرده جناحي رو به افول هست. بارها گفته ام هيچ زماني اصولگراها به اندازه سال هاي گذشته مورد حمايت كانون قدرت نبوده اند و در عين حال اين ميزان از چشم مردم نيفتاده اند. آنها بايد يك بار و براي هميشه تصميم بگيرند كه در سياست خارجي چگونه مي انديشند. در عرصه سياسي بايد مشخص و براق بگويند كه طرفدار تك صدايي هستند يا چند صدايي و آن را در عمل نشان دهند. نه اين كه از چند صدايي سخن بگويند.

در عرصه اقتصادي نيز بايد تكليف را روشن كنند كه مي خواهند به هر قيمتي راي بياورند ولو اين كه خود يقين دارند كه شش ماه بعد از انتخابات حتي اگر راي بياورند هم شرمنده ملت خواهند شد و توان اجرا را نخواهند داشت و در عرصه اجتماعي نيز به روش هاي علمي مقابله و مهار و كاهش ناهنجاري ها باور دارند يا همچنان يكجانبه و با استفاده از قوه قهريه اعتقاد به حل و فصل پرسشها هستند.

در بين افراد هم تكليف ارزش را بايد با آقايان هاشمي و روحاني مشخص كنند. راجع به حصر و ممنوع التصويري بايد موضعي براق بگيرند.

باز هم چون جبهه پايداري مي خواهند منادي بگير و ببند هاي بيشتر باشند يا با اين روش ها مخالف هستند؟ اگر تكليف خود را روشن كنند، چه در اين انتخابات ببرند و چه ببازند، مي توانند پيروز ميدان باشند. در غير اين صورت در هر دو حالت بازنده هستند.

ترس از از بین بردن كامل از عرصه قدرت و بازگشت اصلاح طلبان نمي تواند منجر به رفتارها و واكنش هاي عصبي جناح راست بشود؟

اين پرسش بيش از اين كه متوجه كليت جناح راست باشد عمدتا متوجه قاليباف است كه چون فكر مي كند اين آخرين باري است كه مي تواند خود در معرض راي مردم قرار دهد، تصور مي كند با انتحاري واکنش‌ها كردن، خود را به خطر زدن و روي مين رفتن بتواند اين مسير پر سنگلاخ را طي كند كه البته اشتباه بسيار بزرگي است و شايد بزرگ ترين اشتباه زندگي اش را مرتكب شده است است كه صرف نظر از نتيجه انتخابات كه از نظر من بازنده آقاي قاليباف خواهد بود حتي اگر مي بُرد، باخته بود چون نمي توانست وعده هاي خود را محقق كند و به لحاظ اخلاقي هم چنان مورد خشم افكار عمومي قرار داده شد كه كافي است سري به فضاي مجازي ببينيد كه در آن عرصه چه رخ داد.

اصلاح طلبان و اعتدالگرايان براي كمك به حفظ استانداردهاي سياست ورزي پساانتخاباتي چه راهبردي را بايد در قبال راست سنتي و اصيل و به تبع آن راست گلخانه اي تندرو داشته باشند؟

بايد با راست سنتي همچنان تعامل را ادامه داد به خصوص كه بعد از چهل سال به اين نتيجه رسيده اند كه اداره كشور هيچ راهي جز روش اصلاحي ندارد. يكي بعد از ديگري به حقانيت اين روش پي برده اند.

آشكار يا پنهان در جهت تاييد آن سخن گفته اند و مي گويند ولی در برابر راست قانون ستيز، چنان بايد افشاي ارزش كرد كه روز به روز پايگاه مردمي ارزش تضعيف شود؛ مادام كه بر روش هاي غيرقانوني پا مي فشارند. آنها نيز به محض اين كه به قانون و حاكميت قانون تن دهند بايد به تعامل با آنها پرداخت و اجازه داد كه مردم و جامعه در فضاي آرام از بين برنامه هاي متفاوت يكي را برگزينند و اجازه خدمتگزاري به ميهن و مردم را به منتخبانش بدهند.

واژه های کلیدی: برنامه | انتخابات | اصلاح طلب | اصلاح طلبان | نامزد انتخابات | اخبار سیاسی و اجتماعی

نویسنده : getblogs